دانلود عکس

آتشی در نیستان

یک شب آتش در نیستانی فتاد

یک شب آتش در نیستانی فتاد

سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد

سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد

شعله تا سرگرم کار خویش شد

شعله تا سرگرم کار خویش شد

هر نیی شمع مزار خویش شد

هر نیی شمع مزار خویش شد

شعله تا سرگرم کار خویش شد

هر نیی شمع مزار خویش شد

هر نیی شمع مزار خویش شد

نی به آتش گفت:

نی به آتش گفت:

کین آشوب چیست؟

مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟

گفت آتش بی سبب نفروختم

گفت آتش بی سبب نفروختم

دعوی بی معنیت را سوختم

گفت آتش بی سبب نفروختم

گفت آتش بی سبب نفروختم

دعوی بی معنیت را سوختم

سوختم

زانکه می گفتی نیم با صد نمود

زانکه می گفتی نیم با صد نمود

همچنان در بند خود بودی که بود

همچنان در بند خود بودی که بود

مرد را دردی اگر باشد خوش است

درد بی دردی علاجش آتش است

درد بی دردی علاجش

آتش است

آتش است

سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد


This page was generated in 0.08 seconds.
© IranSong Persian Music بهمن 1380 تا 1393